25 فرهنگ

2514 مدخل


تسلط

tasallot

مسلط شدن؛ چیره شدن؛ دست یافتن بر کسی یا چیزی.

چیرگی، چیره دستی، چیره شدن

۱. توانایی، قدرت، قوت
۲. استیلا، تسخیر، تصرف، تفوق، چیرگی، سلطه، سیطره، غلبه
۳. امیری، پادشاهی، پیشوایی، فرمانروایی، کیایی
۴. احاطه، تبحر، خبرگی، مهارت ≠ متهور شدن، شکست خوردن
۵. چیرهشدن، غلبه یافتن، مسلط شدن

command, control, dominance, domination, government, grasp, hegemony, hold, predominance, reign, whip hand