25 فرهنگ

164 مدخل


تسلسل

tasalsol

پیوسته شدن؛ پی‌درپی شدن؛ به هم پیوسته بودن، مانند زنجیر.
⟨ تسلسل افکار: = تداعی ⟨ تداعی معانی

زنجیروار

۱. پیوستگی، تداوم، ترادف، تواتر، توالی ≠ گسستگی
۲. پیوستهشدن ≠ گسسته شدن

concatenation, course, progression, sequence, succession