تسلافرهنگ نامها(تلفظ: tasallā) (عربی) آرامش یافتن یا کم شدن اندوه ، آرامش ؛ (در قدیم) خشنود ، خرسند ، راضی.
تسلالغتنامه دهخداتسلا. [ ت َ س َل ْ لا ] (ع ، اِ) دلاسایی و خاطرنوازی . آسایش و اطمینان و خشنودی و شادکامی . (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج در ذیل تسلی آرد: سنجر کاشی تسلا و همچنی
تسلعلغتنامه دهخداتسلع. [ ت َ س َل ْ ل ُ ] (ع مص ) سرگشته شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || شکافته شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). شکافته شدن پاشنه و جز آن . (منتهی الارب ) (آن
تصلعلغتنامه دهخداتصلع. [ ت َ ص َل ْ ل ُ ] (ع مص ) بالا برآمدن آفتاب ، یا در وسط آسمان رسیدن یا از ابر بیرون آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). انصلاع . (منتهی ا