تسطحلغتنامه دهخداتسطح . [ ت َ س َطْ طُ ] (ع مص ) مساوی شدن سطح (مطاوعة تسطیح ). (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). گسترده شدن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). || فرو
تسطیح کردنلغتنامه دهخداتسطیح کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) برابر کردن . (ناظم الاطباء). هموار کردن . یکسان کردن . صاف و مسطح کردن زمین و جز آن . و رجوع به تسطیح و تسطح در همین لغت
تسطیحلغتنامه دهخداتسطیح . [ ت َ ] (ع مص ) پهن کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || برابر و هموار کردن . (منتهی الارب ) (آنندرا