تأخیرناپذیریلغتنامه دهخداتأخیرناپذیری . [ ت َءْ پ َ ] (حامص مرکب ) مقابل تأخیرپذیری . رجوع به تأخیر و تأخیرپذیری و سایر ترکیبات تأخیر شود.
تسخیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استیلا، اشغال، تسلط، تصرف، چیرگی، غلبه، فتح، مسخرسازی ۲. جادو، سحر، فسون، فسونگری ۳. رامسازی، مطیعسازی ≠ سرکش ۴. رام کردن، فرمانبردار کردن، مطیع گردانیدن ۵.
indomitableدیکشنری انگلیسی به فارسیغیر قابل تحمل، سرکش، تسخیر ناپذیر، رام نشدنی، سخت، غیر قابل فتح، تسلط ناپذیر
امیرکبیرلغتنامه دهخداامیرکبیر. [ اَ ک َ ] (اِخ ) میرزاتقی خان ، پسر محمدباقر فراهانی ، ملقب به اتابک اعظم و امیر نظام و امیرکبیر. بزرگترین رجل سیاسی دو قرن اخیر ایران و از بزرگترین
نادرشاه افشارلغتنامه دهخدانادرشاه افشار. [ دِ هَِ اَ ] (اِخ ) سرسلسله ٔ پادشاهان افشاریه ٔ ایران است . وی در 28 محرم سال 1100 هَ . ق . درناحیه ٔ دستگرد از توابع دره گز متولد شد، پدر او ا
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) صفوی (اول ) (جلوس 907 هَ . ق . - وفات 930). شاه اسماعیل بن شیخ حیدربن شیخ جنیدبن شیخ ابراهیم بن خواجه علی بن شیخ صدرالدین موسی بن شیخ صف