تسترفرهنگ انتشارات معین(تُ تِ) [ انگ . ] (اِ.) دستگاهی که با آن نان را گرم یا برشته کنند، برشته کن (فره ).
تسترلغتنامه دهخداتستر. [ ت َ س َ ت ت ُ ] (ع مص ) در پرده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پوشیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج )
تسترلغتنامه دهخداتستر. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) بزرگترین شهر کنونی خوزستان و این معرب شوشتر است ... (معجم البلدان ). شهری است و آن را ششتر به دو شین گفتن لحن است . گویند نخستین باره ا
تستریلغتنامه دهخداتستری . [ ت َ ت ُ ] (اِخ ) عبدالرزاق بن احمدبن محمد البقال التستری که مردی با ورع و صالح بود و در رمضان سال 468 هَ . ق . در جوانی درگذشت . (از معجم البلدان ).
تستریلغتنامه دهخداتستری . [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) ابوالقاسم هبةاﷲبن احمد عمرالحریری التستری المقری (منسوب به تستریون بغداد) که از ابوطالب اعشاری و ابواسحاق برمکی و جز آنان حدیث شنید و