تستلغتنامه دهخداتست . [ ت ِ ] (انگلیسی ، اِ) کلمه ای است انگلیسی که اخیراً در زبان فارسی متداول شده وبمعنی امتحان و آزمایشی است که در مورد شناسائی استعدادهای طبیعی یا اکتسابی ا
طستلغتنامه دهخداطست . [ طَ ] (اِخ ) دهی است از بخش بزمان شهرستان ایرانشهر در 5هزارگزی جنوب بزمان و 6هزارگزی باختر راه مالرو ایرانشهر به بزمان . کوهستانی و گرمسیر و مالاریائی با
طستلغتنامه دهخداطست . [ طَ ] (معرب ، اِ) تشت . و هو طَس ّ، ابدل احدی السینین تاء للاستثقال ، فاذا جمعت او صغرت ، ردت السین لانک فصلت بینهما بواو او الف او یاء، فقلت طسوس و طساس
تست کردنلغتنامه دهخداتست کردن . [ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) امتحان کردن ، آزمایش کردن . رجوع به تِست در همین لغت نامه شود.
تستریلغتنامه دهخداتستری . [ ت َ ت ُ ] (اِخ ) عبدالرزاق بن احمدبن محمد البقال التستری که مردی با ورع و صالح بود و در رمضان سال 468 هَ . ق . در جوانی درگذشت . (از معجم البلدان ).
تستوقلغتنامه دهخداتستوق . [ ت ُ ] (ع اِ) درم نبهره ٔ مغشوش و قلب . (ناظم الاطباء). پول قلب باروکشی از نقره . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
تسترلغتنامه دهخداتستر. [ ت َ س َ ت ت ُ ] (ع مص ) در پرده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پوشیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج )
تستیرلغتنامه دهخداتستیر. [ ت َ ] (ع مص ) پردگی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). پردگی گردانیدن . (زوزنی ). پردگی کردن دختر را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پوشیده کردن و پرده بستن