تستفرهنگ انتشارات معین(تِ) [ انگ . ] (اِ.) 1 - نوع خاصی از آزمایش که بنای آن بر طرح پرسش های کوتاه و جواب های مختلف است . 2 - مجموعة پرسش های چند گزینه ای (فره ). 3 - آزمایش ، آزمو
تستفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آزمایش؛ امتحان؛ محک.۲. پرسشها یا تمرینهایی که برای آزمایش هوش و استعداد و میزان اطلاعات یک فرد یا یک دسته طرح شود.
طستلغتنامه دهخداطست . [ طَ ] (اِخ ) دهی است از بخش بزمان شهرستان ایرانشهر در 5هزارگزی جنوب بزمان و 6هزارگزی باختر راه مالرو ایرانشهر به بزمان . کوهستانی و گرمسیر و مالاریائی با
طستلغتنامه دهخداطست . [ طَ ] (معرب ، اِ) تشت . و هو طَس ّ، ابدل احدی السینین تاء للاستثقال ، فاذا جمعت او صغرت ، ردت السین لانک فصلت بینهما بواو او الف او یاء، فقلت طسوس و طساس
تست کردنلغتنامه دهخداتست کردن . [ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) امتحان کردن ، آزمایش کردن . رجوع به تِست در همین لغت نامه شود.
تَسْتَأْنِسُواْفرهنگ واژگان قرآنکه اجازه بگيريد - که آشنايي دهيد (در جمله "لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِکُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُواْ " يعني وقتي وارد خانه اي مي خواهيد بشويد بجاي ورو