تزییففرهنگ انتشارات معین(تَ یِ) [ ع . ] (مص م .) 1 - ناخالص کردن مسکوک . 2 - کوچک کردن . 3 - مردود گردانیدن .
تزییفلغتنامه دهخداتزییف . [ت َزْ ] (ع مص ) نبهره کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ناسره و ناروان گردانیدن دراهم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ناسره کردن درم .
تضییفلغتنامه دهخداتضییف . [ ت َض ْ ] (ع مص ) مهمان فرود آوردن و مهمانی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). مهمان را فرود آوردن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن
تزييفدیکشنری عربی به فارسیجعلي , قلب , بدلي , جعل کردن , تحريف , تزوير , جعل اسناد , امضاء سازي , سند , سند جعلي
مراءلغتنامه دهخدامراء. [ م ِ ] (ع مص ) با کسی ستهیدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 88) (دستورالاخوان ). جدال و ستیزه کرده .(غیاث اللغات ). پیکار نمودن با کسی . جدال کردن . (آنندراج
ترمیللغتنامه دهخداترمیل . [ ت َ ] (ع مص ) بافتن یا باریک بافتن بوریا را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باریک بافتن بافته را. (اقرب الموارد) (المنجد). || خون آلود کردن . (تاج الم
جدللغتنامه دهخداجدل . [ ج َ دَ ] (ع اِمص ) خصومت ، اسم است جدال را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سختی دشمنی . (از شرح قاموس ). سختی و لداد در خصومت . (از قطر المحیط). پیکار.
استعارةلغتنامه دهخدااستعارة. [ اِ ت ِ رَ ] (ع مص ) استعارت . بعاریت خواستن چیزی را. (منتهی الارب ). عاریت خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). || تنها شدن . انفراد. یقال : استعور؛ اذا ان
طرمطازلغتنامه دهخداطرمطاز. [ ] (اِخ ) (امیر...) پسر بایجوبخشی ، از امرای عصر الجایتو. وی همان شخصی است که الجایتو را به مذهب شیعه متمایل ساخت و سبب آن بنابر گفته ٔ حافظ ابرو در مج