تزویجفرهنگ مترادف و متضاد۱. ازدواج، زناشویی، مزاوجت، نکاح، وصلت ≠ طلاق، جدایی ۲. جفت گرفتن، زناشویی کردن، همسر گرفتن ≠ طلاق دادن، جدا شدن
تزویجلغتنامه دهخداتزویج . [ ت َ زْ ] (ع مص ) مرد را زن دادن وزن را شوی دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (از دهار) (منتهی الارب ) (از
تزویرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تغابن، تقلب، حیلت، حیله، خدعه، دستان، دوال، دورویی، ریا، ریاکاری، زرق، سالوس، شید، شیلهپیله، ظاهرسازی، ظاهرنمایی، غدر، فریب، فریبکاری، فسوس، کید، مکر، منافقت