تزودلغتنامه دهخداتزود. [ ت َ زَوْ وُ ] (ع مص ) توشه برداشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). توشه برگرفتن . (زوزنی ) (آنندراج ). توشه گرفتن . (م
تبتتلغتنامه دهخداتبتت . [ ت َ ب َت ْ ت ُ ] (ع مص ) توشه برداشتن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تزود. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || متمتع گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم
متزودلغتنامه دهخدامتزود. [ م ُ ت َ زَوْ وِ ] (ع ص ) توشه گیرنده . (آنندراج ). کسی که زاد و توشه می گیرد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تزود شود.
علوی طولقیلغتنامه دهخداعلوی طولقی . [ ع َ ل َ ی ِ طَ ل َ ] (اِخ ) علی بن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزائری حسنی خلوتی مالکی . وی از متصوفه بود و بسال 1316 هَ . ق . درگذشت . او راس
صدرالدینلغتنامه دهخداصدرالدین . [ ص َ رُدْ دی ] (اِخ ) (شیخ ...) روزبهان بن احمد ثانی واعظی ملیح ، نیکوصورت ، فصیح اللسان ، عذب البیان و خداوند جاهی رفیع و مجدی منیع بود. سلاطین و ا
طرفةلغتنامه دهخداطرفة. [ طَ رَ ف َ ] (اِخ ) لقب عمروبن العبد عبدی . شاعری بوده که بر اثر گفتن این شعر:لاتعجلا بالبکاء الیوم مطرفاولا امیریکما بالدار اذ وقفاوی را طرفة لقب نهادند