تزسلغتنامه دهخداتزس . [ ت ِ زِ ] (اِخ ) تزه . رجوع به همین کلمه و فهرست اعلام تمدن قدیم فوستل دوکلانژ ترجمه نصراﷲ فلسفی شود.
اسخه فرولغتنامه دهخدااسخه فرو. [ اُ خ ِ ف ُ ] (اِخ ) یکی از اعیاد بزرگ آتن که نخست از جانب تِزُس مرسوم شد. در این عید مردم شاخه های تاک که بر آن خوشه های انگور آویخته بود، بدست میگر
لیکومدلغتنامه دهخدالیکومد. [ ک ُ م ِ ] (اِخ ) پادشاه جزیره ٔ سیرس . وی بنابر افسانه های قدیم آشیلس را در دربار خویش بپذیرفت و تزس را به حیله بکشت . (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دکولان
تزهلغتنامه دهخداتزه . [ت ِ زِ ] (اِخ ) یکی از قهرمانان یونان قدیم ، پسر اژه و پادشاه آتن بود که شخصیت نیمه افسانه ای داشت و اعمالش از بعضی جهات به هراکلس شباهت داشت در لابیرنت