تزررلغتنامه دهخداتزرر. [ ت َ زَرْ رُ ] (ع مص ) گویک بستن پیراهن . (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از ذیل اقرب الموارد). || (مص )استوار کردن گویک پیراهن را. (ذیل اقرب الموارد).
تضررفرهنگ مترادف و متضاد۱. خسران دیدن، زیانبردن، ضرر کردن، متضرر شدن ≠ سود بردن، نفع کردن ۲. گزند دیدن
تضررلغتنامه دهخداتضرر. [ ت َ ض َرْ رُ ] (ع مص ) رنجور شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ). || گزندیافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گزند و و آس
متزررلغتنامه دهخدامتزرر. [ م ُ ت َ زَرْ رِ ] (ع ص ) جامه ای که دارای دکمه ها باشد و با آن دکمه ها آن جامه را محکم بندند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تزرر شود.