تزاورلغتنامه دهخداتزاور. [ ت َ وُ ] (ع مص ) یکدیگر را زیارت کردن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغه ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || برگشتن از چ
تَّزَاوَرُفرهنگ واژگان قرآنمتمایل میشود(از مصدرتزاور است به معناي تمايل که از ماده زور به معناي ميل گرفته شده . )
تزأرلغتنامه دهخداتزأر. [ ت َ زَءْ ءُ ] (ع مص ) بانگ کردن شیر و غریدن . (منتهی الارب ) (از المنجد) (از اقرب الموارد). بانگ کردن و غریدن شتر . (ناظم الاطباء). و رجوع به تزآر شود.
متزاورلغتنامه دهخدامتزاور. [ م ُ ت َ وِ ](ع ص ) همدیگر را زیارت کننده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || برگشته از چیزی و مایل شده . (ناظم الاطباء
برگردیدنلغتنامه دهخدابرگردیدن . [ ب َ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) بازپس آمدن . واپس آمدن . مراجعت کردن . (فرهنگ فارسی معین ). برگشتن . (ناظم الاطباء). بازآمدن . بازگشتن . رجعت کردن . عدو
منتجملغتنامه دهخدامنتجم . [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) روشن و تابان . (غیاث ) (آنندراج ). برآمده و طلوع کرده . (از ناظم الاطباء). فروزان . درخشان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گفت حق
تزأرلغتنامه دهخداتزأر. [ ت َ زَءْ ءُ ] (ع مص ) بانگ کردن شیر و غریدن . (منتهی الارب ) (از المنجد) (از اقرب الموارد). بانگ کردن و غریدن شتر . (ناظم الاطباء). و رجوع به تزآر شود.