طرولغتنامه دهخداطرو. [ طُ رُوو ] (ع مص ) از دور درآمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یقال : طرا طُرُوّاً؛ از دور درآمد. (منتهی الارب ). آمدن از جای دور. (منتخب اللغات ).
trimدیکشنری انگلیسی به فارسیتر و تمیز، وضع، حالت، زینت دادن، تراشیدن، درست کردن، اراستن، پیراستن، چیدن، سرشاخه زدن، مرتب، پاکیزه، مواظب