تریاقیلغتنامه دهخداتریاقی . [ ت ِرْ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن محمدبن ثمامةالتریاقی مکنی به ابونصر از ابی محمد عبدالجباربن محمدبن عبداﷲ الجراحی المروزی و ابی القاسم ابراهیم بن علی و دیگ
تریاقیلغتنامه دهخداتریاقی . [ ت ِرْ ] (ص نسبی ) منسوب است به تریاق که قریه ای است از قرای هرات . (سمعانی ). و رجوع به تریاق و ماده ٔ بعد شود.
شبهانةلغتنامه دهخداشبهانة. [ ش َ ن َ ] (ع اِ) یکی شبهان . تریاقی است مر گزیدگی هوام را و سرفه و تفتیت حصاة را نفع بخشد و شکم را بند کند. (منتهی الارب ).
حشایشیلغتنامه دهخداحشایشی . [ ح َ ی ِ شی ی ] (اِخ ) تقی الدین . از مشاهیر اطبا و گیاه شناسان مأه ٔ هفتم است و ترکیب تریاقی خاص مایه ٔ شهرت او گردیده است . (قاموس الاعلام ترکی به
گرزهلغتنامه دهخداگرزه .[ گ َ زَ / زِ ] (اِ) نوعی از مار است و بعضی گویند ماری باشد سبزرنگ و پرخط و خال و زهر او زیاده از مارهای دیگر است و هیچ تریاقی به زهر او مقاومت نکند. (جها
مثروذیطوسلغتنامه دهخدامثروذیطوس . [ م َ ] (معرب ، اِ) نام معجونی است . تریاقی برای قطع سموم . (یادداشت به خطمرحوم دهخدا). رجوع به ماده ٔ قبل و مثردیطوس شود.