ترکندلغتنامه دهخداترکند. [ ت َ ک َ ] (ص ، اِ) دروغ و تزویر و مکر و حیله و فریب باشد. (برهان ) (آنندراج ).بیهوده و بی معنی و مکر و حیله و فریب . (ناظم الاطباء). ترفند. و رجوع به ت
ترکندهلغتنامه دهخداترکنده . [ ت َ ک َ دَ / دِ ] (ص ، اِ) بمعنی ترکند است که مکر و حیله و فریب و تزویر و دروغ باشد. (برهان ) (آنندراج ). گول و سبک و صحبت بیهوده و فریب . (ناظم الاط
تَرْکَنُفرهنگ واژگان قرآناندکي متمايل شوي (رکون اعتمادي است که توأم با ميل باشد ،به معناي ميل کردن به سوي چيزي و تسکين دادن خاطر به وسيله آن است ، و کلمه رکن - به ضم اول آن - به معناي ن
ترکندهلغتنامه دهخداترکنده . [ ت َ ک َ دَ / دِ ] (ص ، اِ) بمعنی ترکند است که مکر و حیله و فریب و تزویر و دروغ باشد. (برهان ) (آنندراج ). گول و سبک و صحبت بیهوده و فریب . (ناظم الاط
تربلغتنامه دهخداترب . [ ت َ ] (اِ) حیلت و زباندانی . (صحاح الفرس ). مکر و حیله و زرق و تزویر و گزاف و زبان آوری . (برهان ). مکر و حیله و گزاف و تزویر. (فرهنگ جهانگیری ). حیله و
ترفندهلغتنامه دهخداترفنده . [ ت َ ف َ دَ / دِ ] (اِ) بمعنی ترفند است که دروغ و بیهوده و تزویر و مکر و حیله باشد و به این معنی بجای حرف ثالث ، قاف هم بنظر آمده است . (برهان ).بیهود
بابلغتنامه دهخداباب . (اِخ ) نام دهی است از بخارا و آنرا بابة نیز گفته اند. (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ). || شهر کوچکی است در طرف وادی بطنان از اعمال حلب . از آنجا تا من