ترکالکیلغتنامه دهخداترکالکی . [ ت َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عقیلی در بخش عقیلی شهرستان شوشترکه در 6 هزارگزی شمال باختری سماله و 25 هزارگزی شمال باختری راه شوسه ٔ شوشتر به مس
تالکیلغتنامه دهخداتالکی . (اِ) گشنیز صحرایی باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (آنندراج ). گشنیز کوهی . (برهان ) (آنندراج ). گشنیج دشتی . (شرفنامه ٔ منیری ). گشنیز بری . (ناظم الاط
ترالییلغتنامه دهخداترالیی . [ ] (اِخ ) الکساندرنام ، طبیب معروفی است از شهر ترالی . (از قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ترالی شود.
تراکی منالغتنامه دهخداتراکی منا. [ تْرا / ت ِ ن ِ ] (فرانسوی ، اِ) نمونه ای از راسته ٔ تراکومدوز. رجوع به تراکومدوز شود.
تراکیالغتنامه دهخداتراکیا. [ ] (اِخ ) تراس . تراکی . تراکیه . ثراقیه .از کشورهای قدیمی ناحیه ٔ بالکان و درقسمت جنوب شرقی بالکان واقع است ، و در آغاز حدود شمالی آن به طوفه منتهی می
عقیلیلغتنامه دهخداعقیلی . [ ع َ ] (اِخ ) یکی از بخش ها و نیز از دهستانهای شهرستان شوشتر. این بخش محدود است از شمال خاوری به شوشتر از مشرق به دهستان گتوند. مرکز دهستان و بخش عقیلی
تالکیلغتنامه دهخداتالکی . (اِ) گشنیز صحرایی باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (آنندراج ). گشنیز کوهی . (برهان ) (آنندراج ). گشنیج دشتی . (شرفنامه ٔ منیری ). گشنیز بری . (ناظم الاط
ترالییلغتنامه دهخداترالیی . [ ] (اِخ ) الکساندرنام ، طبیب معروفی است از شهر ترالی . (از قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ترالی شود.
تراکی منالغتنامه دهخداتراکی منا. [ تْرا / ت ِ ن ِ ] (فرانسوی ، اِ) نمونه ای از راسته ٔ تراکومدوز. رجوع به تراکومدوز شود.