ترکاشلغتنامه دهخداترکاش . [ ت َ ] (ع اِ) به فارسی تَرکَش ج ، تراکیش ، تیردان : بالقسی و التراکیش . (از دزی ج 1 ص 145). مأخوذ از ترکش فارسی و به معنی آن . (ناظم الاطباء). و رجوع
ترکاشهلغتنامه دهخداترکاشه . [ ت َ / ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهی در بخش بوکان شهرستان مهاباد که در 26 هزارگزی خاور بوکان و 26 هزارگزی خاور شوسه ٔ بوکان به میاندوآب قرار دارد
تراشیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ازاله، حلق ۲. تراش دادن، ۳. خراطی کردن، رندیدن ۴. زدودن، ستردن ۵. خراشیدن ۶. صاف کردن ۷. در آوردن، جعل کردن، ساختن ۸. خلق کردن
ترکاشهلغتنامه دهخداترکاشه . [ ت َ / ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهی در بخش بوکان شهرستان مهاباد که در 26 هزارگزی خاور بوکان و 26 هزارگزی خاور شوسه ٔ بوکان به میاندوآب قرار دارد
دوآبلغتنامه دهخدادوآب . [ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند با 158 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ آران است . ایل ترکاشوند در تابستان برای تعلیف احشام به این ده می آ
ده کهنهلغتنامه دهخداده کهنه . [ دِه ْ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند. واقع در 48هزارگزی شمال باختری نهاوند. سکنه ٔ آن 422تن . آب از: رودخانه . ایل ترکاشوند د
چشمه ماهیلغتنامه دهخداچشمه ماهی . [ چ َ م َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع خزل است که در دامنه ٔ کوه کرد، سه فرسخ ونیمی نهاوند واقع شده و خرابه و دیم کاری است . زمین آن
چقاسرائیللغتنامه دهخداچقاسرائیل . [ چ َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند. که در 31 هزارگزی شمال باختری شهر نهاوند و8 هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ نهاوند به کرمانشا