ترومیدهلغتنامه دهخداترومیده . [ ت َ / ت ِ دَ / دِ ] (ن مف ) تروهیده . (فرهنگ رشیدی ). آمیخته . || اندوخته . (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم ا
تروهیدهلغتنامه دهخداتروهیده . [ ت َ / ت ِ دَ / دِ ] (ن مف ) بمعنی اندوخته و آمیخته باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). بر وزن ترومیده که سابقاً مرقوم شد و بهمان معنی آمده بدرجاجرمی گفته
تروهیدهلغتنامه دهخداتروهیده . [ ت َ / ت ِ دَ / دِ ] (ن مف ) بمعنی اندوخته و آمیخته باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). بر وزن ترومیده که سابقاً مرقوم شد و بهمان معنی آمده بدرجاجرمی گفته
تروهیدنلغتنامه دهخداتروهیدن . [ ت َ دَ ] (مص )... من گمان میکنم تروهیدن و ترومیدن مجعول است . اصل پژوهیدن بوده در هر دو بیت عنصری و بدر جاجرمی ... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : هر که
ترمبیدن/ ترمیدنواژهنامه آزادحالتی است در خشم یا عصبانیت. وقتی فرد از خشم و ناراحتی چهره اش در هم می رود و گوشه ای کز می کند و زانوی غم به بغل می گیرد و سخن نمی گوید، این حالت را ترمبیدن یا