طرولغتنامه دهخداطرو. [ طُ رُوو ] (ع مص ) از دور درآمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یقال : طرا طُرُوّاً؛ از دور درآمد. (منتهی الارب ). آمدن از جای دور. (منتخب اللغات ).
ترؤدلغتنامه دهخداترؤد. [ ت َ رَءْ ءُ ] (ع مص ) بحرکت آمدن و وزیدن باد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بحرکت آمدن باد و به چپ و راست متمایل شدن آن . (از اقرب الموارد) (از المنجد
ترؤملغتنامه دهخداترؤم . [ ت َ رَءْ ءُ ] (ع مص ) بخشودن و مهربان شدن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ترحم بر کسی . (اقرب الموارد) (المنجد). || ناله کردن و آرزومند شدن نا
تروسلغتنامه دهخداتروس . [ ت ُ ] (ع اِ) ج ِ تُرْس بمعنی سپر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به تُرْس شود.
ترودهلغتنامه دهخداتروده . [ ت َ دَ / دِ ] (اِ) توده و پشته و تپه . (ناظم الاطباء). || جفت و زوج و دوگانه . (ناظم الاطباء). مصحف ترووه است . رجوع به همین کلمه شود.
تروژیلولغتنامه دهخداتروژیلو. [ تْرو ژیل ْ ل ُ ] (اِخ ) شهری است در پِرو که 62200 تن سکنه و معادن مس و کارخانه های دباغی دارد.
ترؤدلغتنامه دهخداترؤد. [ ت َ رَءْ ءُ ] (ع مص ) بحرکت آمدن و وزیدن باد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بحرکت آمدن باد و به چپ و راست متمایل شدن آن . (از اقرب الموارد) (از المنجد
ترؤملغتنامه دهخداترؤم . [ ت َ رَءْ ءُ ] (ع مص ) بخشودن و مهربان شدن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ترحم بر کسی . (اقرب الموارد) (المنجد). || ناله کردن و آرزومند شدن نا
تروسلغتنامه دهخداتروس . [ ت ُ ] (ع اِ) ج ِ تُرْس بمعنی سپر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به تُرْس شود.