ترنشلغتنامه دهخداترنش . [ رُ ت ْ ] (اِخ ) بلوکی است در حومه ٔ شهر گرنوبل در ایالت ایزر فرانسه که 8300 تن سکنه دارد.
ترنشانلغتنامه دهخداترنشان . [ ] (اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل گل دکمه آورده است . و سعیدنفیسی در فرهنگ فرانسه بفارسی در ذیل «بلوئه » آورد: گل دگمه (طهران ) بوته نان
ترنشنلغتنامه دهخداترنشن . [ ت ْ رُ ش َ ] (اِخ ) ژان روبرت مستشار حقوقی سویسی که بسال 1710 م . در ژنو متولد شد و بعضویت مجمع بزرگ مشاوران قضایی سویس در آمد و نامه هایی در مخالفت ب
ترنشهلغتنامه دهخداترنشه . [ ت ْ رُ ش ِ ] (اِخ ) حقوقدان فرانسوی که بسال 1726م . در پاریس متولد شد و در محاکمه لویی شانزدهم پادشاه فرانسه در مقابل کنوانسیون وکالت و دفاع او را بعه
ترنشانلغتنامه دهخداترنشان . [ ] (اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل گل دکمه آورده است . و سعیدنفیسی در فرهنگ فرانسه بفارسی در ذیل «بلوئه » آورد: گل دگمه (طهران ) بوته نان
ترنشنلغتنامه دهخداترنشن . [ ت ْ رُ ش َ ] (اِخ ) ژان روبرت مستشار حقوقی سویسی که بسال 1710 م . در ژنو متولد شد و بعضویت مجمع بزرگ مشاوران قضایی سویس در آمد و نامه هایی در مخالفت ب
ترنشهلغتنامه دهخداترنشه . [ ت ْ رُ ش ِ ] (اِخ ) حقوقدان فرانسوی که بسال 1726م . در پاریس متولد شد و در محاکمه لویی شانزدهم پادشاه فرانسه در مقابل کنوانسیون وکالت و دفاع او را بعه