ترندکلغتنامه دهخداترندک . [ ت َ رَ / ت ِ رَ / رِ دَ ] (اِ) مرغی است که آنرا در ماوراءالنهر دختر صوفی گویند و عربان صعوه خوانند. (برهان ) (آنندراج ). همان ترترک . (شرفنامه ٔ منیری
سریچهلغتنامه دهخداسریچه . [ س َ چ َ / چ ِ ] (اِ) پرنده ای است سپیددم درازنوک و آن را ترنک و ترندک گویند. بتازیش صعوه و هند مموله نامند. (شرفنامه منیری ). نام جانوری است پرنده و ک
ترندلغتنامه دهخداترند. [ ت َ رَ ] (اِ) مرغکی است کوچک و کم پرواز و متحرک و خواننده که او را در عربی صعوه خوانند.(برهان ) (از ناظم الاطباء) (از انجمن آراء) (از آنندراج ). ترندک ن
ترترکلغتنامه دهخداترترک . [ ت َ ت َ رَ ] (اِ)مرغکی که آنرا در ماوراءالنهر دختر صوفی میگویند و بعربی صعوه می خوانند. (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). مر
ترندرلغتنامه دهخداترندر. [ ت َ رَ دَ ] (اِ) بمعنی ترند است که صعوه باشد. (متمم برهان ). صعوه را گویند. (آنندراج ). یکنوع گنجشکی که کله اش سرخ است . (ناظم الاطباء). رجوع به ترند و