26 فرهنگ

1004 مدخل


ترمیم

tarmim

مرمت کردن؛ اصلاح‌ کردن خلل یا خرابی چیزی.

بازساز

۱. اصلاح،
۲. جبران،
۳. بازسازی، تعمیر، مرمت ≠ تخریب
۴. اصلاح کردن، مرمت کردن

rehabilitation, reshuffle, restoration