ترلاللغتنامه دهخداترلال . [ ت ِ ] (اِخ ) بلوکی است که بر جانب جنوب شهر کشمیر افتاده و اصل آن تین لال بوده زیرا که از قیمت سه لعل آنجا آباد شده و بلغت کشمیری تین ، سه را گویند و ل
تلألولغتنامه دهخداتلألؤ. [ ت َ ل َءْ ل ُءْ ] (ع مص ) درخشیدن برق و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درخشیدن . (آنندراج ). درخشیدن ستاره و برق . || افروختن و درخشان شدن شع
تلالوفرهنگ مترادف و متضاد۱. برق، تابش، جلا، جلوه، درخشش، درخشندگی، زرقوبرق ۲. فروزش، فروغ لمعان ۳. برق زدن، درخشیدن
تلألولغتنامه دهخداتلألؤ. [ ت َ ل َءْ ل ُءْ ] (ع مص ) درخشیدن برق و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درخشیدن . (آنندراج ). درخشیدن ستاره و برق . || افروختن و درخشان شدن شع