ترفیعلغتنامه دهخداترفیع. [ ت َ ] (ع مص ) برداشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || دور شدن و دور نمودن ، یقال : رفعهم ؛ ای باعده
ترفیعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بلند کردن؛ بالا بردن؛ برداشتن.۲. بالا بردن مقام و رتبه.۳. ارتقای مقام و رتبه یافتن.
upgradesدیکشنری انگلیسی به فارسیارتقاء، ترفیع، بهبود امکانات، سر بالایی، بالا بردن، بالا بردن یا ترقی دادن