ترغیب کردنفرهنگ مترادف و متضادراغب ساختن، علاقهمند کردن تشویق کردن، ایجادرغبت کردن، برانگیختن، راغب کردن، علاقهمند ساختن
شیب پالافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهترشیپالا؛ ظرف مسی سوراخدار برای صاف کردن شربت، ترشی، و مانند آن.
تریگلیسیرید متوسطزنجیرmedium-chain triglycerideواژههای مصوب فرهنگستانتریگلیسیریدی که اسیدهای چرب آن دنبالهای کربنی به طول هشت تا ده کربن داشته باشند
ترغیلغتنامه دهخداترغی . [ ت ُ ] (ترکی ، اِ) بترکی ، گنجشک . (مؤید الفضلا). گنجشک . (آنندراج ). رجوع به ترغای شود.