ترشیزلغتنامه دهخداترشیز. [ ت ُ ] (اِخ ) طریثیث . (سمعانی ). شهرکی است از حدود کوهستان و نشابور با کشت و برز بسیار. (حدود العالم ). معرب آن طریثیث یا ترشیش . قصبه ٔکوچکی است که در
طرشیزلغتنامه دهخداطرشیز. [ طُ ] (اِخ )لغتی است در طریثیث . و در این زمان این شهر در دست تصرف ملاحده ٔ اسماعیلیه است و آن را ترشاش مینامند، به نیشابور نزدیک میباشد و بنابراین شهر
ترشیزوکلغتنامه دهخداترشیزوک . [ ت ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهوید که در بخش حومه ٔ شهرستان فردوس و 27هزارگزی شمال خاوری فردوس و 3هزارگزی شمال راه مالرو عمومی گناباد به فردوس قرا
اهلی ترشیزیلغتنامه دهخدااهلی ترشیزی . [ اَ ی ِ ت ُ ] (اِخ ) ازشعرای قرن دهم و هم نام و معاصر با اهلی شیرازی . وی از ترشیز خراسان است و به سال 934 هَ .ق . درگذشته و از جمله شعرائیست که
کاتبی ترشیزیلغتنامه دهخداکاتبی ترشیزی . [ ت ِ ی ِ ت ُ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ ملقب به شمس الدین . دولتشاه سمرقندی در طبقه ٔ ششم از تذکره ٔ خود احوال او را ذیل عنوان «قدوةالفضلاء و اُسوةال
شهاب ترشیزیلغتنامه دهخداشهاب ترشیزی . [ ش ِ ب ِ ت ُ ] (اِخ ) رجوع به علی ترشیزی و علی شهاب و مآخذ ذیل شود: ریاض العارفین ص 261، از سعدی تا جامی ص 552 و مجمعالفصحاء ج 2 ص 235.
ترشیزوکلغتنامه دهخداترشیزوک . [ ت ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهوید که در بخش حومه ٔ شهرستان فردوس و 27هزارگزی شمال خاوری فردوس و 3هزارگزی شمال راه مالرو عمومی گناباد به فردوس قرا
اهلی ترشیزیلغتنامه دهخدااهلی ترشیزی . [ اَ ی ِ ت ُ ] (اِخ ) ازشعرای قرن دهم و هم نام و معاصر با اهلی شیرازی . وی از ترشیز خراسان است و به سال 934 هَ .ق . درگذشته و از جمله شعرائیست که
کاتبی ترشیزیلغتنامه دهخداکاتبی ترشیزی . [ ت ِ ی ِ ت ُ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ ملقب به شمس الدین . دولتشاه سمرقندی در طبقه ٔ ششم از تذکره ٔ خود احوال او را ذیل عنوان «قدوةالفضلاء و اُسوةال
شهاب ترشیزیلغتنامه دهخداشهاب ترشیزی . [ ش ِ ب ِ ت ُ ] (اِخ ) رجوع به علی ترشیزی و علی شهاب و مآخذ ذیل شود: ریاض العارفین ص 261، از سعدی تا جامی ص 552 و مجمعالفصحاء ج 2 ص 235.