ترسانکلغتنامه دهخداترسانک . [ ت َ ن َ ] (اِ مرکب ) مَتَرس ِ خرمن و مزرعه و باغ . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). مَتَرْسَک .
ترساندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارعاب، تخویف، تهدید ۲. به وحشت انداختن، متوحش ساختن، بیمناک کردن، مرعوب ساختن، ترسانیدن، ترسدادن، مرعوب ساختن، هراساندن
ترسناکفرهنگ مترادف و متضادبیمناک، ترسآور، ترسآلود، تهدیدآمیز، خوفانگیز، خوفناک، دهشتناک، دهشتآور، دهشتانگیز، رعبآور، رعبانگیز، سهمگین، سهمناک، مخوف، موهش، مهیب، مهیل، وحشتناک، وحشتانگیز،