تردهواژهنامه آزادترده بر وزن پرده در اردکان و میبد و احتمالا مناطق دیگری از یزد به معنای موریانه است.
تردهلغتنامه دهخداترده . [ ت َ دَ / دِ ] (اِ) قباله ٔ باغ باشد، آنرا ترزده و چک نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری ). قباله ٔ باغ و خانه و امثال آن را گویند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندر
تردةلغتنامه دهخداتردة. [ ت ُ دَ ] (ع اِ) به اسپانیایی تردو، نوعی مرغ که آنرا باسترک گویند: وفتح الجاب فأخرج منه مندیلا فیه اثنتاعشر تردة مارأیت مثل بیاض شحومها و هی مسلوقه . د
تردةلغتنامه دهخداتردة. [ ت ُ دَ ] (ع اِ) به اسپانیایی تردو، نوعی مرغ که آنرا باسترک گویند: وفتح الجاب فأخرج منه مندیلا فیه اثنتاعشر تردة مارأیت مثل بیاض شحومها و هی مسلوقه . د
قبض الواصللغتنامه دهخداقبض الواصل . [ ق َ ضُل ْ ص ِ ] (ع اِ مرکب )ترده ٔ رسید. سند رسید. قبض الوصول . (ناظم الاطباء).
قبض الوصوللغتنامه دهخداقبض الوصول . [ ق َ ضُل ْ وُ ] (ع اِ مرکب )ترده ٔ رسید. سند رسید. قبض الواصل . (ناظم الاطباء).
ترذهلغتنامه دهخداترذه . [ ت َ ذَ / ذِ ] (اِ) همان ترده ٔ مرقوم است . (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به ترده شود.