25 فرهنگ

2836 مدخل


ترحم

tarahhom

۱. رحم داشتن؛ مهربانی کردن.
۲. بر سر لطف و مهربانی آمدن؛ رحم کردن.

مهر ورزی، دلسوز

۱. بخشایش
۲. دلسوزی، رحم، رقت
۳. شفقت، عطوفت، مهرورزی
۴. بخشودن، بهرحم آمدن، رحم کردن ≠ قساوت

compassion, mercy, pity, sympathy