ترحاللغتنامه دهخداترحال . [ ت َ ] (ع مص ) کوچ کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). سفر و کوچ و رحلت . (ناظم الاطباء) : و امن و امان بر سبیل ترحال در حال کمر بست . (جهانگشای جوینی ).
چتالجهلغتنامه دهخداچتالجه . [ چ ِ ج َ ] (اِخ ) قصبه ای است واقع در «بستالیا» که نام دیگرش «فرساله » است . این قصبه در 40هزارگزی جنوب غربی «ینی شهر» و 60هزارگزی جنوب شرقی «ترحاله »
ابوالفتحلغتنامه دهخداابوالفتح . [ اَ بُل ْ ف َ ] (اِخ ) بُسْتی . علی بن محمدبن حسین بن یوسف بن محمدبن عبدالعزیز ملقب به نظام الدین شاعر مشهور. ابن خلکان گوید: او صاحب طریقتی انیقه و