تقدیم کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اهدا کردن، پیشکش کردن، هدیه دادن، دادن، تقدیمداشتن ۲. برتری دادن، ترجیح دادن، مقدمداشتن
خاصه خرجی کردنلغتنامه دهخداخاصه خرجی کردن . [ خاص ْ ص َ / ص ِ خ َ ک َ دَ] (مص مرکب ) استثناء گذاردن . تبعیض قائل شدن . بعضی از افراد یک نوع را بر افراد همان نوع ترجیح دادن .
مزیت حاصل کردنلغتنامه دهخدامزیت حاصل کردن . [ م َ زی ی َ ص ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تفوق پیدا کردن . ترجیح یافتن .
فرق کردنلغتنامه دهخدافرق کردن . [ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تفاوت داشتن چیزی با چیز دیگر. فرق داشتن . رجوع به فرق داشتن شود. || تفاوت قائل شدن میان دو چیز یا دو کس . کسی یا چیزی را بر
پسند کردنلغتنامه دهخداپسند کردن . [ پ َ س َک َ دَ ] (مص مرکب ) پسندیدن . قبول کردن : ازو هرچه یابی به دل کن پسندگر ایدون که جان را نخواهی گزند. فردوسی .مکن دلت را بیشتر زین نژندتو دا