ترکیبات آلیorganic compoundsواژههای مصوب فرهنگستانترکیبهایی که بر زنجیرها یا حلقههای کربن استوارند و هیدروژن و در مواردی اکسیژن یا نیتروژن یا عنصر دیگری را د ربر دارند
ترکیبات آلی فرّارvolatile organic compoundsواژههای مصوب فرهنگستانمواد شیمیایی آلی که در دما و فشار معمولی بهآسانی تبخیر میشوند اختـ . تاف VOCs
ترکیبات عطریaroma compounds, aroma volatilesواژههای مصوب فرهنگستانترکیبات آلی دارای ساختار حلقوی مزدوج
ترکیبات همردهhomologous compoundsواژههای مصوب فرهنگستاندستهای از ترکیبهای آلی که تفاوت هریک از آنها با ترکیب بلافصل خود در یک واحد CH2 است
ترکیباتلغتنامه دهخداترکیبات . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ ترکیب . ترکیبها و امتزاجها. (ناظم الاطباء). رجوع به ترکیب و ترکیبها شود.
arrangementsدیکشنری انگلیسی به فارسیترتیبات، تنظیم، ترتیب، نظم، مقدمات، قرار، ارایش، تمهید، طبقه بندی، تصفیه، چیدن نان و شراب عشای ربانی روی میز
برآورد اداریadministrative appreciationواژههای مصوب فرهنگستانبررسی ترتیبات لازم در امور تدارکات و ترابری و تخلیه و دیگر موارد اداری که فرمانده یا ستاد انجام میدهد
نظریة قرارداد ناکاملincomplete contract theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که ماهیت ترتیبات قرارداد را درصورت تحقق برخی فرضهای خاص، واکاوی میکند
نظریة قراردادcontract theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که در صدد توضیح ترتیبات قراردادهایی است که در سامانهها تنظیم میشوند و دارای ویژگیهایی مانند، عقلانیت کامل فردی، اطلاعات ناهمسان و چشمانداز ناکاملا
انتقال خطمشیpolicy transferواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن دانش مرتبط با خطمشـیها و ترتیبات اداری و نهادها و آرا و عقایـد در یک بستر اجتماعی در توسعة خطمشیها و ترتیبات اداری و نهادها و آرا و عقاید د