ترترةلغتنامه دهخداترترة. [ ت َ ت َ رَ ] (ع مص ) جنبانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (المنجد): ترتروا السکران ؛ جنبانیدند مست را و حرکت دادند تا هه
طرطرةلغتنامه دهخداطرطرة. [ طَ طَ رَ ] (ع مص ) گفتن و ناکردن . || بسوی خود خواندن بز را برای دوشیدن . || طرطرةُالقطا؛ آواز قطا. (منتهی الارب ). آواز مرغ سنگخوار. || بلند کردن دم .
ترهرهلغتنامه دهخداترهره . [ ت َ رَ رُه ْ ] (ع مص ) سرخ و سپید شدن تن کسی از نعمت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سپید شدن تن کسی از نعمت . (از اقرب الموارد). سپید و ن