ترتانلغتنامه دهخداترتان . [ ] (اِ) اسمی است که در کتاب دوم پادشاهان (18:17)دلالت بر رئیس لشکر می نمود. (از قاموس کتاب مقدس ).
طرتانلغتنامه دهخداطرتان . [ طُرْ رَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ طرة. دو خط پشت خر و گاو دشتی که بر دو شانه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طرطانلغتنامه دهخداطرطان . [ طَ ] (معرب ، اِ) کِرم خاکی . الحیوانات المتولدة فی الارض من قبل خمج او عفونة مثل الدود. این کلمه بر حسب گفته ٔ سیمونه مأخوذ از کلمه ٔ لاتینی تردینس ا
تتأنلغتنامه دهخداتتأن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) حیله و فریب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تتأن صید؛ خدعه و فریب دادن آن چنانکه آمدن شکارچی گاه از این طرف و گاه از آن طرف .
ترانتلغتنامه دهخداترانت . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) ترِنْت . رودی به انگلستان که با اوز می پیوندد وهامبر را تشکیل می دهد.
ترانتلغتنامه دهخداترانت . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) شهری است در ایتالیا که 63000 تن سکنه دارد. در قرن 16 م . اصلاحات و برقراری انضباطهای جالبی در مذهب کاتولیک در این شهر پی ریزی گردی
اشدودلغتنامه دهخدااشدود. [ اَ ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) یکی از شهرهای پنج گانه ٔ فلسطینیان بود که در قسمت یهودا واقع شده بود و این شهر که محل پرستش بتی «واگون » نام بود، بمسافت 3 میل
خشایارشالغتنامه دهخداخشایارشا. [ خ َ ] (اِخ ) خشایارشا پسر داریوش کبیر پادشاه ایران است مادر او آتس سا دختر کوروش بزرگ بود و در سن 35 سالگی بتخت نشست . (486 ق .م .). چون خشایارشا بت
تتأنلغتنامه دهخداتتأن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) حیله و فریب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تتأن صید؛ خدعه و فریب دادن آن چنانکه آمدن شکارچی گاه از این طرف و گاه از آن طرف .
ترانتلغتنامه دهخداترانت . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) ترِنْت . رودی به انگلستان که با اوز می پیوندد وهامبر را تشکیل می دهد.
ترانتلغتنامه دهخداترانت . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) شهری است در ایتالیا که 63000 تن سکنه دارد. در قرن 16 م . اصلاحات و برقراری انضباطهای جالبی در مذهب کاتولیک در این شهر پی ریزی گردی