تراکیهلغتنامه دهخداتراکیه . [ ت َ ی َ ] (اِخ ) تراکی . تراکیا. ثراقیه . تراس . رجوع به تراکیا و تراس شود.
تراکمه ٔ بالالغتنامه دهخداتراکمه ٔ بالا. [ ت َ ک ِ م ِ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان تراکمه در بخش کنگان شهرستان بوشهر است که در 189هزارگزی جنوب خاوری کنگان و در کنار راه فرعی گله دار به لا
تراکمه ٔ پائینلغتنامه دهخداتراکمه ٔ پائین . [ ت َ ک ِ م ِ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان تراکمه ، در بخش کنگان شهرستان بوشهر است که در 123هزارگزی جنوب خاوری کنگان و بر کنار راه فرعی لار به گل
زوپی ریونلغتنامه دهخدازوپی ریون . [ زُیُن ْ ] (اِخ ) والی تراکیه در دوران اسکندر بود که پس از نابودی وی و قشونش بر اثر رعد و برق و طوفان ، تراکیه از تصرف مقدونیها خارج شد. رجوع به تا
ستریمونلغتنامه دهخداستریمون . [ س ِ ] (اِخ ) (رود...) در تراکیه این رود موسوم به میرسین بود ولی اکنون آن را ستروما نامند. رجوع به ایران باستان ص 638، 645، 715، 736، 747، 749، 823،
تراوسلغتنامه دهخداتراوس . [ ] (اِخ ) از مردم تراکیه : مردمان تراکیه اسامی مختلف دارند و باستثنای گت ها و تراوس و تراکیهاکه بالاتر از کرس تن یانها سکنی گزیده اند باقی مردمان تراکی