۱. روی هم جمع شدن؛ انباشته شدن؛ انبوه شدن؛ بر روی هم گرد آمدن و توده شدن.
۲. انبوهی.
انباشت، انبوهی، چگال
۱. انباشتگی، انبوهی، تکاثف، تمرکز، غلظت، فشردگی ≠ تخلخل
۲. میزان مجاز زیربنا
agglomeration, compactness, compression, congestion, crush, density, pressure