26 فرهنگ

983 مدخل


تراکم

tarākom

۱. روی هم جمع شدن؛ انباشته شدن؛ انبوه شدن؛ بر روی هم گرد آمدن و توده شدن.
۲. انبوهی.

انباشت، انبوهی، چگال

۱. انباشتگی، انبوهی، تکاثف، تمرکز، غلظت، فشردگی ≠ تخلخل
۲. میزان مجاز زیربنا

agglomeration, compactness, compression, congestion, crush, density, pressure