تراپوستیtransdermal, transcutaneousواژههای مصوب فرهنگستانویژگی نوعی دارورسانی که در آن دارو ازطریق پوست به جریان خون وارد میشود
تراصوتیtransonicواژههای مصوب فرهنگستان1. دارای سرعتی معادل سرعت صوت 2. ویژگی پدیدههایی که با سرعتهایی نزدیک به سرعت صوت یا از 8/0 تا 2/1 برابر سرعت صوت اتفاق میافتد
پرواز تراصوتیtransonic flightواژههای مصوب فرهنگستانپرواز هواگَرد در سرعت تراصوتی که مشخصۀ آن افزایش عمدۀ پَسار و کاهش بَرار در هر ارتفاع و تغییرات ناگهانی و شدید در گشتاورهای وارد بر هواپیماست
هیوسیامینلغتنامه دهخداهیوسیامین . [ هی ُ ] (اِ) گردی است بی رنگ به شکل سوزنهای ریز و طعم آن نامطبوع است . در آب کمی حل شده ودر الکل و اتر و کلروفرم بخوبی محلول است . معمولاً سولفات ه
تروسولغتنامه دهخداتروسو. [ ت ْ س ُ ] (اِخ ) آرماند. طبیب فرانسوی که بسال 1801 م . در درتور بدنیا آمد و در سال 1867 م . درگذشت وی کتاب در تراپوتیک تدوین کرد که مدتهای درازی از کتا
استانیلیدلغتنامه دهخدااستانیلید. [ اَ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) یاانتی فبرین یا فنیل استامید. گردی است سفید و بی بو و طعم آن گس و در آب گرم کمی حل شود (یک قسمت استانیلید در 22 قسمت آب ) و
علوملغتنامه دهخداعلوم . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عِلم . دانشها. رجوع به علم شود : علوم عالم دانم ولیکن اندر عصراگر دو مردم دانم بدان که نادانم . مسعودسعد.- علوم آثار علوی ؛ علم به اف
تریاکلغتنامه دهخداتریاک . [ ت َ / ت ِرْ ] (اِ) بمعنی پادزهر است . (فرهنگ جهانگیری ). معجونی است که معربش تریاق است . و مطلق پازهر را گویند. (فرهنگ رشیدی ). پازهر را گویند و معرب