تراویدهلغتنامه دهخداتراویده . [ ت َ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) چکیده . تراوش کرده : جمةالسفینه ؛ جایی از کشتی که آب تراویده ٔ درزها در آن جمع شود. (منتهی الارب ).
ضریب جداشدگیseparation factorواژههای مصوب فرهنگستاننسبت ترکیبدرصدهای A و B در محصول تراویده از غشا تقسیم بر نسبت ترکیبدرصدهای A و B در جریان باقیمانده بر روی غشا
لنففرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مایع بیرنگ یا اندکی زرد متشکل از پلاسما و گلبولهای سفید که ازدیوارۀ مویرگها به بیرون تراویده، در رگهای لنفاوی جریان مییابد و مواد را بین خون و سلولهای
نشت 1effusion 2واژههای مصوب فرهنگستان1. تراوش مایع از رگهای خونی یا لنفی به درون بافتها یا یک حفره 2. مایع تراویده از رگهای خونی یا لنفی به فضای میانبافتی یا به درون یک حفره