ماتریس ترانهادهtransposed matrixواژههای مصوب فرهنگستانماتریس حاصل از تعویض سطرها با ستونهای ماتریس مفروض متـ . ترانهاد transpose
ترنهادهلغتنامه دهخداترنهاده . [ ت َ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) خیسیده شده و مرطوب شده و آغشته شده . (ناظم الاطباء).
نگاشت ترانهاد ـ وارونtranspose-inverse mapواژههای مصوب فرهنگستاننگاشتی که هر ماتریس مربعی وارونپذیر را به وارونِ ماتریس ترانهاد آن مینگارد
ماتریس الحاقیadjoint matrixواژههای مصوب فرهنگستانماتریسی که هر درایۀ آن برابر همعامل (cofactor) متناظر آن درایه در ماتریس ترانهادهاش (transposed matrix) باشد
مزدوج ارمیتی ماتریسHermitian conjugate of a matrixواژههای مصوب فرهنگستانترانهاد مزدوج مختلط ماتریس مفروض
ترنهادهلغتنامه دهخداترنهاده . [ ت َ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) خیسیده شده و مرطوب شده و آغشته شده . (ناظم الاطباء).