ترانسفورماتورفرهنگ انتشارات معین(تِ فُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی ک ه برای افزودن یا کاستن الکتریسته به کار رود، مبدل (فره ).
ترانسفورماتورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدستگاه مخصوصی که برای کم و زیاد کردن جریان الکتریسیته به کار میرود.
ترانسموتاتورلغتنامه دهخداترانسموتاتور. [ تْرا / ت ِ تُرْ ] (فرانسوی ، ص ، اِ) از ترانسموتاسیون فرانسوی . دگرگون کننده : فاکتورهای ترانسموتاتور از فاکتورهایی هستند که در بروز یا عدم بروز
نقلیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، ترانسپورت، حملونقل، ترابری رانندگی، خلبانی، ناخدایی، راهبری، رهبری، هدایت مترو، قطار، كِشتی، ناو، وسیلۀ نقلیه اتوبوس، مینیبوس، كامیون، تریلر، تا