ترالیلغتنامه دهخداترالی . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) یکی از شهرهای ناحیه ٔ قدیمی لیدیا از آناطولی است که در حوالی رودخانه ٔ میاندر (مندرس ) قرار دارد و اکنون بنام سلطان حصاری معروف اس
ترالییلغتنامه دهخداترالیی . [ ] (اِخ ) الکساندرنام ، طبیب معروفی است از شهر ترالی . (از قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ترالی شود.
الکساندر ترالییلغتنامه دهخداالکساندر ترالیی . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) یا ترالیلی . رجوع به طرالینوس و ترالیی شود.
تالیفرهنگ مترادف و متضاد۱. جانشین، جایگزین، ثانی، قائممقام ۲. اثر، حاصل ۳. نتیجه، پیامد، دنباله ۴. تلاوتگر، تلاوتکننده ۵. شبیه، لنگه، مانند، مثل، نظیر، همانند ۶. تابع، پسرو، دنبالهرو،
تالیففرهنگ مترادف و متضاد۱. تدوین، تصنیف، جمعآوری، گردآوری، نگارش ۲. تدوین کردن، جمعآوری کردن، گردآوری کردن ۳. ایجاد الفت کردن ۴. دلجویی، استمالت، نوازش ۵. پیوند، ترکیب ۶. پیونددهی، الف
ترالییلغتنامه دهخداترالیی . [ ] (اِخ ) الکساندرنام ، طبیب معروفی است از شهر ترالی . (از قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ترالی شود.
الکساندر ترالییلغتنامه دهخداالکساندر ترالیی . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) یا ترالیلی . رجوع به طرالینوس و ترالیی شود.
تراللغتنامه دهخداترال . [ تْرا / ت ِ ] (اِخ ) از شهرهای لیدی است . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1007، 1102، 1262 و ج 3 ص 2325 و ترالی شود.
تره لیلغتنامه دهخداتره لی .[ ت ْ رِ ] (اِخ ) شهر و مرکز ناحیه ای است در ایالت کیوی و در قلمرو دولت آزادایرلند قرار دارد. صاحب قاموس اعلام ترکی در ذیل ترالیه آرد: قصبه ای است در نا