26 فرهنگ

886 مدخل


تراشیدن

tarāšidan

۱. ستردن موی از بدن با تیغ.
۲. جدا کردن پوسته یا ورقه‌های نازک از چوب یا فلز با رنده یا سوهان یا چرخ؛ تراش دادن.
۳. صاف کردن چوب یا تخته.
۴. خراشیدن و پاک کردن چیزی.

۱. ازاله، حلق
۲. تراش دادن،
۳. خراطی کردن، رندیدن
۴. زدودن، ستردن
۵. خراشیدن
۶. صاف کردن
۷. در آوردن، جعل کردن، ساختن
۸. خلق کردن

carve, lathe, pare, scale, scrape