تراسلغتنامه دهخداتراس . [ ت َ راس س ] (ع مص ) با یکدیگر راز گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از المنجد) (از اقرب الموارد).
تراثلغتنامه دهخداتراث . [ ت ُ ] (ع اِ) میراث . (آنندراج )(ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آنچه از مرده بکسی رسد. (منتهی الارب ) (المنجد) (ناظم الاطباء). و اصل التاء فیه واو.
تراصلغتنامه دهخداتراص . [ ت َ راص ص ] (ع مص ) چفسیدن و ملصق شدن مردم یکدیگر را. (ناظم الاطباء). رجوع به تراصص شود.
ترعثلغتنامه دهخداترعث . [ ت َ رَع ْ ع ُ ] (ع مص ) گوشواردرکردن . (تاج المصادر بیهقی ). گوشوار در گوش کردن . (زوزنی ) (آنندراج ). باگوشواره شدن زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)