طرارلغتنامه دهخداطرار. [ طُ ] (اِخ ) شهرکی است [ بماوراءالنهر ] که اندر وی مسلمانان و ترکانند و جای بازرگانان است . (حدود العالم ). مخفف اطرار و رجوع به طراربند و اطرار شود : ای
طرارلغتنامه دهخداطرار. [طَرْ را ] (ع ص ) کیسه بر. (منتهی الارب ) (مجمل اللغة).بمعنی عیار است که کیسه بر باشد. (برهان ). گره بر. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). دزد. (غیاث اللغات ). د
طرارفرهنگ مترادف و متضاد۱. جیببر، دزد، راهزن، سارق، تردست، شبرو، عیار، غارتگر، گردنهبند ۲. دلربا، زیبا ۳. زیرک، مکار
طرارلغتنامه دهخداطرار. [ طَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان وزرق بخش داران شهرستان فریدن ، واقع در 6 هزارگزی جنوب داران متصل به راه داران به سمندگان . دامنه ٔ کوه ، سردسیر با 329 تن
تراریختهواژهنامه آزادموجودی که از انتقال ماده ژنتیکی یک موجود زنده به یک موجود زنده دیگر بوجود آمده باشد.
ترارسانیtransductionواژههای مصوب فرهنگستانانتقال دِنا از یک باکتری به باکتری دیگر بهکمک باکتریخوارها
ترارسانی اختصاصیspecialized transduction, restrictive transduction, restricted transductionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ترارسانی که در طی آن فقط بخش خاصی از ژنگان که در مجاورت ویروس باکتریخوار است، منتقل میشود
ترارسانی عمومیgeneralized transductionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ترارسانی که در طی آن هر ژن یا قطعهای از ژنگان توسط یک باکتریخوار منتقل میشود متـ . ترارسانی غیراختصاصی non-specific transduction