تذکرةلغتنامه دهخداتذکرة. [ ت َ ک ِ رَ ] (ع مص ) بیاد آوردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). یاد آوردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || پند دادن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن
تَذْکِرَةًفرهنگ واژگان قرآنمايه يادآوري (کلمه تذکره به معناي هر هشداري است که آدمي با ديدن و يا شنيدن آن الگويي ميگيرد که عمل خود را طبق آن انجام دهد )
تذکرهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیوگرافی، زندگینامه(شعرا) ۲. تاریخ، جنگ، سفینه، کتاب، مجموعه ۳. پاسپورت، گذرنامه ۴. یاد، یادآوری، یادگار ۵. یادداشت
تذکرهفرهنگ انتشارات معین(تَ کِ رِ) [ ع . تذکرة ] (اِ.) 1 - آنچه موجب یادآوری شود. 2 - گذرنامه . 3 - کتابی که در آن زندگی نامة شعرا، دانشمندان و... نوشته شده باشد.
تذکرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کتابی که در آن شرح احوال شاعران یا دانشمندان یا عارفان و مشایخ صوفیه نوشته شده باشد.۲. [قدیمی] آنچه موجب یادآوری شود؛ وسیلۀ یادآوری.۳. [قدیمی] یادداشت.۴. [قد
تَذْکِرَةًفرهنگ واژگان قرآنمايه يادآوري (کلمه تذکره به معناي هر هشداري است که آدمي با ديدن و يا شنيدن آن الگويي ميگيرد که عمل خود را طبق آن انجام دهد )
کتابفرهنگ مترادف و متضادتذکره، دفتر، دیوان، رساله، سفینه، صحیفه، کتابچه، کشکول، مصحف، مکتوب، نامه، نوشته