تذکرلغتنامه دهخداتذکر. [ ت َ ذَک ْ ک ُ ] (ع مص )یاد کردن و با یاد آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از غیاث اللغات ). یاد کردن . (دهار). با یاد آوردن . (ترجمان جرجانی ترتیب
تذکردیکشنری عربی به فارسیدوباره جمع کردن , بخاطر اوردن , در بحر تفکر غوطه ور شدن , مستغرق شدن در , بخاطراوردن , ياد اوردن , بخاطر داشتن
تزکرلغتنامه دهخداتزکر. [ ت َ زَک ْ ک ُ ] (ع مص ) فراهم آمدن شراب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فراهم آمدن شراب در خیک . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || کلان گ