تزفرهنگ مترادف و متضاد۱. پایاننامه، رساله ۲. جوانه ۳. مبحث، موضوع بحث ۴. نهاده، نهاد ۵. تئوری، نظریه ۶. رای، عقیده، نظر
تزواژهنامه آزاداین وازه در زبان آذری متداول است . به نظر می رسد تلفظ محلی واژه ی تیز فارسی باشد به معنی سریع و فوری . در زبان آذری نیز دقیقا به معنی سریع و فوری است. تِز در ل
تذؤنلغتنامه دهخداتذؤن . [ ت َ ذَءْ ءُ ] (ع مص ) گیاه ذؤنون چیدن . (منتهی الارب ). رجوع به تذاؤن شود.
تذأبلغتنامه دهخداتذأب . [ ت َ ذَءْ ءُ ] (ع مص ) همچو گرگ شدن در خبث و دها. (منتهی الارب ). همچو گرگ شدن در خبث . (از المنجد) (از اقرب الموارد). || همچو گرگ ساختن مرد خود را بلب
تذأذولغتنامه دهخداتذأذؤ. [ ت َ ذَءْ ذُءْ ] (ع مص ) بازداشتن و نهی کردن . || دست اندازان راه رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مضطرب راه رفتن . (اقرب الموارد).
تذاؤبلغتنامه دهخداتذاؤب . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) بلباس مانند گرگ شده پوشیدن ، برای ناقه تا بر بچه ٔ غیر مهربان گردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المنجد) (اقرب الموارد). || نرم و
تذؤنلغتنامه دهخداتذؤن . [ ت َ ذَءْ ءُ ] (ع مص ) گیاه ذؤنون چیدن . (منتهی الارب ). رجوع به تذاؤن شود.
تذأبلغتنامه دهخداتذأب . [ ت َ ذَءْ ءُ ] (ع مص ) همچو گرگ شدن در خبث و دها. (منتهی الارب ). همچو گرگ شدن در خبث . (از المنجد) (از اقرب الموارد). || همچو گرگ ساختن مرد خود را بلب
تذأذولغتنامه دهخداتذأذؤ. [ ت َ ذَءْ ذُءْ ] (ع مص ) بازداشتن و نهی کردن . || دست اندازان راه رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مضطرب راه رفتن . (اقرب الموارد).
تذاؤبلغتنامه دهخداتذاؤب . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) بلباس مانند گرگ شده پوشیدن ، برای ناقه تا بر بچه ٔ غیر مهربان گردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المنجد) (اقرب الموارد). || نرم و