تدویدلغتنامه دهخداتدوید. [ ت َدْ ] (ع مص ) گرم درافتادن طعام . (تاج المصادر بیهقی ). گرم در طعام افتادن . (زوزنی ). گرم ناک شدن طعام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ا
تدوینفرهنگ مترادف و متضاد۱. تالیف، تهیه، گردآوری، مدونسازی ۲. تالیف کردن، جمع کردن، گردآوری کردن، مدون ساختن
تسویدفرهنگ مترادف و متضاد۱. سیاه کردن ۲. پیشنویس کردن، چرکنویس کردن، مسوده کردن ≠ پاکنویس کردن ۳. نگاشتن، نوشتن
کرم درافتادنلغتنامه دهخداکرم درافتادن . [ ک ِ دَ اُ دَ ] (مص مرکب ) دَود. تدوید. ادادة. (تاج المصادر بیهقی ). افتادن کرم در چیزی . کرم اوفتادن . رجوع به کرم اوفتادن شود.
بانوجلغتنامه دهخدابانوج . (اِ) جای خوابی باشد که بجهت اطفال سازند و از جایی آویزند و طفل را در آن خوابانند و حرکت دهند تا در هوا آید و رود. (از برهان ).و رجوع به ننو. ننی . بانوچ