تدریسلغتنامه دهخداتدریس . [ ت َ ] (ع مص ) سبق گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سبق دادن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). درس دادن کتاب . (از اقرب الموارد) (از المنجد). تعلیم و گ
تدریس کردنلغتنامه دهخداتدریس کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تعلیم دادن . درس دادن : فلان در دانشگاه تدریس میکند.